به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباشد
برچسب:
نویسنده: mahshid
فراموش نکن که خداوند دیوانگان را خلق کرده تا عاقلان شرمسار شوند !
چرا که خرد تمام عالمیان در برابر خرد خداوند دیوانگی مطلق است …
آن هنگام که احساسات ، اشک ها ، لبخند ها ، جنون ها ، خشم ها ، نفرت ها ، حسرت ها و … را ،
در پس نقاب آن چهره مطلقا منطقی و عاقل پنهان می کنی ،
دست در حماقتی برده ای که تمام تاریخ بشر را فریفت و گمراه کرد …
برچسب:
نویسنده: mahshid
برچسب:
نویسنده: mahshid
دلم را سپردم به بنگاه دنیا،و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت
و هی این و آن سرسری آمد و رفت
ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد؛ دلم ،قفل بود؛کسی قفل قلبِ مرا وا نکرد
یکی گفت:چرا این اتاق پر از دود و آه است؛یکی گفت:چه دیوارهایش سیاه است!
یکی گفت:چرا نور اینجا کم است،و آن دیگری گفت:و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است!
و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری و من تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟
و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه، پشت خود بست
و من روی آن در نوشتم:ببخشید دیگر برای شما جا نداریم
از این پس به جز او کسی را نداریم.
عرفان نظر اهاری
برچسب:
نویسنده: mahshid
Solitude
Si nous sommes seuls c`est que les mots ont disparu¸
Et avec eux les attentes et les rencontres¸
Alors les miroirs ont perdu leur sens¸
Il n`y a plus que l`insouci des brumes¸
Et des visages retirés en eux-mêmes dans l`absence
De tout.
Lionel Ray
برچسب:
نویسنده: mahshid
برچسب:
نویسنده: mahshid
….I Am Thankful
I can see the beauty all around me.
There are those whose world is always dark
I am Thankful I can walk There are those who have never taken their first step
برچسب:
نویسنده: mahshid
William Shakespeare Said :
I always feel happy, you know why?
Because I dont expect anything from anyone
Expectations always hurt ...
Life is short ...
So love your life ...
Feel it, Live it & Enjoy it
برچسب:
نویسنده: mahshid
چرا مردم قفس را آفریدند؟
چرا پروانه را از شاخه چیدند؟
چرا پرواز ها را پر شکستند؟
چرا آوازها را سر بریدند؟
برچسب:
نویسنده: mahshid
سخن عاشقانه گفتن دليل عشق نيست...
عاشق كم است
سخن
عاشقانه فراوان
عشق عادت نيست، عادت همه چيز را ويران
مي كند از جمله عظمت دوست داشتن را...
از شباهت به تكرار
مي رسيم، از تكرار به عادت، از عادت به بيهودگي از بيهودگي به
خستگي و نفرت
برچسب:
نویسنده: mahshid
قلب من
قالی خدا ست
تار و پودش از پر فرشته ها ست
پهن کرده او دل مرا
در اتاق کوچکی در آسمان خراش آسمان
برق می زند
قالی قشنگ و نو نوار من
از تلاش آفتاب
برچسب:
نویسنده: mahshid
Socrates
A young man asked Socrates the secret of success. Socrates told the young man to meet him near the river the next moing. They met. Socrates asked the young man to walk with him into the river. When the water got up to their neck, Socrates took the young man by surprise and swiftly ducked him into the water.
The boy struggled to get out but Socrates was strong and kept him there until the boy started tuing blue. Socrates pulled the boy’s head out of the water and the first thing the young man did was to gasp and take a deep breath of air.
Socrates asked him, "what did you want the most when you were there?" The boy replied, "Air". Socrates said, "That is the secret of success! When you want success as badly as you wanted the air, then you will get it!" There is no other secret.
برچسب:
نویسنده: mahshid